هانيهاني، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 3 روز سن داره
هیامهیام، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

هاني كوچولو

هانی در سفر به ترکیه-استانبول

1397/4/31 10:09
نویسنده : از زبان هاني
293 بازدید
اشتراک گذاری

20 تیر با مامان و بابایی از شیراز به استانبول عازم سفر شدیم اونم بدون هیامغمگینبرای هممون ؛ نبود هیامی آزاد دهندست ؛بخصوص برای من غمناکموقع خداحافظی  هیام نمیدونست کجا داریم میریم و از نظر اون خونه بابابزرگ براش از همه مسافرت ها لذت بخش تره ولی من از ناراحتی اینکه نمی تونست با ما بیاد گریه کردم گریهالبته ناگفته نماند که دو دقیقه بعد موقعی که میخواستیم هیام رو خونه بابابزرگ ببریم توی ماشین سر اسباب بازی دعوامون شدخندهصد البته که همه این دعواها نمک زندگی خواهر و برادریهخندونک

پرواز نیمه شب بود و من توی مسیر همش خواب بودم خواب

رسیدیم هتلمنتظر

موقع ورود به هتل این گربه ناز نازی چشمو گرفتراضی

بابایی اومد صرافی و من و مامانی از فرصت استفاده کردیم و هی عکس گرفتیمعینک

اومدیم مرکز خرید ونیزیا ؛ خیلی زیبا بودگل

عشقمی تووو قلبمی توووو همه دنیامی مهربونبوس

 

سوار شدیم بریم ویالن از شانس بدمون تا ساعت 11 اتوبوس حرکت نمی کرد و منم اعصابم خورد شدبی حوصله

و به مامانم گفتم ولش کن بریم یه جایه دیگه آرام

 خداییش این اتوبوس های دو طبقشون که روباز هستن خیلی باحال بودمنتظر

اومدیم شنبه بازار پر از میوه های رنگارنگبغل

عشق کی بودی تووووبوسمحبت

همونطور که توی این دوتا عکس میبینید ؛داداشیم همش کنارمه زندهانگلی بردز زیبای من همه مسافرتها باهام هستبوس

 

وقتی برگشتیم خاله میگفت هیام همش اسم منو میاورده و دلش خیلی برام تنگ شده بودبوسمحبت

 

پسندها (1)

نظرات (0)